تبليغاتX

*
*
*
*
*
*
*

کتاب
دانلود کتاب عاقبت بخیران عالم

سلام دوستان

پیشاپیش ولادت حضرت علی (ع) رو به همه تبریک میگم. (روز پدر مبارک !)

بنا به پیشنهاد یکی از دوستان که نظر داده بود، تصمیم گرفتم علاوه بر گذاشتن مطلبی از کتاب مورد نظر، لینک دانلود رو هم اگه موجود بود بذارم.

باقر يعنى چه ؟ 

محمد بن على بن الحسين (ع ) لقبش باقر است . باقر يعنى شكافنده . به آن حضرت باقرالعلوم مى گفتند؛ يعنى شكافنده دانشها.
مردى مسيحى به صورت سخريه و استهزاء كلمه باقر را تصحيف كرد به كلمه بقر يعنى گاو. به آن حضرت گفت : انت بقر ؛ يعنى تو گاوى !
امام بدون آن كه از خود ناراحتى نشان دهد و اظهار عصبانيت كند، با كمال سادگى گفت : نه ، من بقر نيستم من باقرم . مسيحى گفت : تو پسر زنى هستى كه آشپز بود . امام باقر فرمود: شغلش اين بود، ننگ و عار محسوب نمى شود. مسيحى جواب داد: مادرت سياه و بى شرم و بدزبان بود. امام باقر در پاسخ به سخن آن مرد جواب داد: اگر اين نسبتها كه به مادرم مى دهى درست است ، خداوند او را بيامرزد و از گناهش بگذرد و اگر دروغ است ، از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستى .
مشاهده اين همه حلم ، از مردى كه قادر بود همه گونه موجبات آزار يك مرد خارج از دين اسلام را فراهم نمايد، كافى بود كه انقلابى در روحيه مرد مسيحى ايجاد نمايد و او را به سوى اسلام بكشاند. مرد مسيحى بعدا مسلمان شد. (165)

مطلبی که خوندین از کتاب عاقبت بخیران عالم (جلد ۱) بود. مولف: علی محمد عبداللهی

دانلود کتاب عاقبت بخیران عالم جلد 1

دانلود کتاب عاقبت بخیران عالم جلد 2

این کتابها از سایت http://www.downloadbook.org قابل دسترس است.

التماس دعا

 


 

نوشته شده توسط Z در شنبه 13 تیر1388 ساعت 14:6 موضوع معرفی کتاب همراه با دانلود | لینک ثابت


دانلود کتاب

سلام دوستان

دوباره این ایام رو به همه تسلیت میگم. به پیشنهاد بعضی از دوستان تصمیم گرفتم دانلود چند کتاب رو براتون بذارم. کتابهایی هم که انتخاب کردم بی ربط به این ایام نیست. قسمت کوتاهی از کتاب رو هم گذاشتم تا با محتوا و لحنش آشنا بشید و اگه خواستید دانلود کنید. التماس دعا

                                                                                                                          

 

از دیار حبیب نوشته سید مهدی شجاعی

 

سكوت كوچه را طنين گامهاى دو اسب ، در هم مى شكند.
دو سايه ، دو اسب ، دو سوار از دو سوى كوچه به هم نزديك مى شوند.
از آسمان ، حرارت مى بارد و از زمين آتش مى رويد. سايه ها لحظه به لحظه دامان خود را جمع تر مى كنند و در آغوش كاهگلى ديوارها فروتر مى روند.
در كمركش كوچه ، عده اى در پناه سايه بانى خود را يله كرده اند، دستارها از سر گرفته اند، آرنجها از پشت بر زمين تكيه داده اند تا رسيدن اولين نسيم خنك غروب ، وقت را با حرف و نقل و خاطره بگذرانند.
سايه هاى دو اسب ، متين و سنگين و با وقار به هم نزديكتر مى شوند.
نه تنها دو سوار، كه انگار دو اسب نيز همديگر را خوب مى شناسند .
آن مرد كه چهره اى گلگون دارد و دو گيسوى كم و بيش سپيد، چهره اش را قابى جو گندمى گرفته است ، دهانه اسب را مى كشد و او را به كنار كوچه مى كشاند.
آن سوار ديگر كه پيشانى بلند، شكمى برآمده و چهره اى مليح دارد، اسبش ‍ را به سمت سوار ديگر مى كشاند تا آنجا كه چهار گوش دو اسب به موازات هم قرار مى گيرد و نفس دو اسب در هم مى پيچد .
نشستگان در زير سايه بان ، مبهوت ، نظاره گر اين دو سوارند كه چه مى خواهند بكنند.
پيش از آنكه پيرمرد، لب به سخن باز كند، آن ديگرى در سلام پيشى مى گيرد :
سلام اى حبيب مظاهر! در چه حالى پيرمرد؟
تبسمى شيرين بر لبهاى پيرمرد مى نشيند:
سلام ميثم ! كجا اين وقت روز؟
حبيب ، اسبش را قدمى به پيش مى راند تا زانو به زانوى سوار ديگر، و بعد دستش را از سر مهر بر شانه ميثم مى گذارد و بى مقدمه مى گويد:
من مردى را مى شناسم با پيشانى بلند و سرى كم مو كه شكمى برآمده دارد و در بازار دارلرزق خربزه مى فروشد...
ميثم به خنده مى گويد:
خب ؟ خب ؟
حبيب ادامه مى دهد:

 

 

شهدای کربلا نوشته حجت الاسلام محمد باقر روشندل

 

 توضیحات مختصر درباره شهدای کربلا 

 

برای دسترسی به کتاب های بیشتر به  پایگاه دریافت کتب الکترونیکی مراجعه کنید.


 

نوشته شده توسط Z در سه شنبه 25 دی1386 ساعت 11:25 موضوع معرفی کتاب همراه با دانلود | لینک ثابت




RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM
 
طراح این قالب