تبليغاتX

*
*
*
*
*
*
*

کتاب
آثار نگاه

اثار نگاه

 

۱- ارامش قلب: امام علی (ع) می فرمایند:

کسی که چشم خود را فرو بندد دلش ارامش پیدا خواهد کرد.

۲-تیری زهراگین: امام صادق (ع) می فرمایند:

نگاه کردن یکی از تیرهای زهرالود ابلیس است . هر که به خاطر خداوند و نه به خاطر

 غیر اوچشم خود را فرو بندد خداوند در پی ان ایمانی به او ارزانی دارد که مزه اش را

بچشد.

۳- ازردگی روانی:

گاهی انسان به ناراحتی های جسمی مبتلا می شود که پزشک متخصص هیچ عاملی

برای ان نمی یابد بلکه منشا ان تنها مسائل روحی و روانی است. امام علی (ع) می فرمایند

کسی که چشم خود را ازاد بگذارد تاسف و اندوه وی پایان ندارد.

۴- دام شیطان : امام علی (ع) می فرمایند:

نگاه های حرام دام های شیطانند.

۵- حرکت بر روی لبه تیغ: امام صادق (ع) می فرمایند:

نگاه بعد از نگاه بذر شهوت در دل می کارد و این خود برای به فتنه کشاندن صاحبش کافی

 است.

۶- حسرت طولانی: امام صادق (ع) می فرمایند:

ای بسا یک نگاه که حسرتی طولانی به بار اورده است.

 

 

 


 

نوشته شده توسط Z در یکشنبه 4 فروردین1387 ساعت 7:10 موضوع متفرقه | لینک ثابت


 

مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه ميرفت.مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد:اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد:مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش كنم.آن وقت ببينم بدون ايندو چه كسي واقعا خدارا دوست دارد!

 


 

نوشته شده توسط Z در شنبه 27 بهمن1386 ساعت 10:12 موضوع متفرقه | لینک ثابت


سوره لقمان

خوانندگان گرامي سلام

به خاطر تاخيرم معذرت ميخوام. دليل خاصي نداشت. نميدونستم چي بايد بنويسم.

 

الان ميخوام تفسير يه آيه از سوره لقمان و براتون بنويسم كه قبلا خونده بودمش و از قسمتي كه با رنگ قهوه اي نوشتم خوشم مياد و بيشتر به خاطر همون قسمت نوشتمش. اميدوارم شما هم لذت ببرين. از كتاب تفسير سوره لقمان (محسن قرائتي)

 

آيه 31 سوره لقمان:

 

اَلَمْ تَرَ اَنَّ الْفُلْكَ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ ءَايَٰتِهِ اِنَّ فِي ذلِكَ لَأَيَٰتٍ لِّكُلِّ صَبّارٍ شَكوُرٍ.

 

ترجمه: آيا نمي بيني كه كشتي ها در سايه ي نعمت خداوند در دريا حركت مي كنند، تا خداوند بخشي از آيات قدرت خود را به شما نشان دهد؟ همانا در اين (حركت كشتي ها ) براي مردم شكيبا و سپاس گزار، نشانه هايي است.

 

نكته ها:

● حركت كشتي در دريا، نتيجه ي مجموعه اي از نعمت هاي الهي است، از جمله: حركت باد، وزن مخصوص و قوانين فشار آب كه سبب شناور شدن اجسام روي آن مي شود.

علاوه بر اين، درياها راه طبيعي بي خرج و عمومي هستند كه همه ي بخش هاي زمين را به يكديگر ارتباط مي دهند و هنوز هم با پيشرفت هاي بشر در صنعت هوايي، بيشترين كالاها از طريق كشتي حمل مي شود.

 

در قرآن، صبر و شكر، در موارد متعددي كنار هم آمده اند و شايد رمزش اين باشد كه مسائلي كه در اطراف انسان مي گذرد، يا طبق مراد است كه جاي شكر دارد و يا خلاف ميل انسان است كه جاي صبر دارد، پس انسان دائماً بايد يا در حال صبر باشد، يا در حال شكر وگرنه در حال كفران و غفلت خواهد بود.

 

                      

 


 

دوباره سلام

فقط اومدم بگم كه امشب( شب ۲۵ ام ذيقعده) شب دَحْو الارض هست. تو مفاتيح خوندم حضرت ابراهيم و حضرت عيسي (ع) در امشب متولد شده اند. اين شب و روز اعمالي داره كه خيلي خلاصه به زبون خودم مي نويسم انچه رو كه خوندم و فهميدم:

بهترين اعمال مستحبي فردا زيارت امام رضا (ع) هست. روزه فردا هم ثواب زيادي داره و همينطور عبادت در امشب. ديگه چيزي يادم نمياد. براي اطلاعات بيشتر به مفاتيح رجوع كنيد. آخه من درساي فردامو نخوندم. فقط اومدم ياد آوري كنم كه امشب چنين شب پر فضيلتي است. خودمم نمي دونستم تلويزيون زير نويس كرد فهميدم. گفتم شايد شما هم مثل من ندونيد يا يادتون نباشه بعد كه گذشت بفهميد و حسرت بخوريد. التماس دعا

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ آذر ۸۶ ساعت ۱۱:۴۳

 

 


 

نوشته شده توسط Z در سه شنبه 13 آذر1386 ساعت 23:32 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت


شهريارا با خدا كن آشتي / گر چه جاي آشتي نگذاشتي

سلام

طاعات و عبادات همگي قبول باشه ان شاء الله.

نمي دونم موقع سحر صحبت هاي حجت الاسلام نقويان و گوش مي كنيد يا نه؟

فقط ميخواستم بگم اگه تا حالا گوش نكرديد از حالا به بعد گوش كنيد. چون خيلي قشنگ صحبت ميكنن.( هر روز سحر ساعت 3:30 از شبكه 3 ) اگه همه چيزايي رو كه ايشون ميگن همگي در نظر بگيريم و عمل كنيم عجب جامعه اي ميشه. بعد ديگه دليلي نداره كه امام زمان(عج) در غيبت به سر ببره.

 

چه انتظار عجيبي !

تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي

عجيب تر كه چه آسان نبودنت شده عادت

چه بي خيال نشستيم نه كوششي، نه وفايي

فقط نشسته و گفتيم خدا كند كه بيايي!

 

واقعا هم همينطوره. خيلي هامون فقط حرف ميزنيم وقت عمل كه ميرسه ....

 

بعضي وقت ها با خودم ميگم اين وبلاگ و حذف كنم و الكي خودمو گول نزنم چون شنيدم كه :

 

تا تو را سوزي نباشد در جگر              دم مزن كاندر دمت نبود اثر

 

ولي باز حيفم مياد چون بالاخره تو اين يكسال خيلي وقت گذاشتم تا اين مطالب و بنويسم.

اميد دارم كه همزمان با اينكه مي نويسم خودم هم اصلاح بشم يا لااقل بهتر از الان.

 

خيلي محتاج هستم به دعاتون. تو اين ايام و ساعات منو فراموش نكنيد.

 

 

 


 

نوشته شده توسط Z در سه شنبه 3 مهر1386 ساعت 15:29 موضوع متفرقه | لینک ثابت


این جمعه هم غروب شد

چه انتظار عجیبی!

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی!

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم: خدا کند که بیایی...

   


 

نوشته شده توسط Z در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 0:34 موضوع متفرقه | لینک ثابت


چند تا اس ام اس به درد بخور

 

دریا باش که اگر کسی سنگ به سوی تو پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی.


دیروز به تاریخ پیوست، فردا معماست و امروز هدیه،

از تاریخ عبرت بگیر، معما را حل کن، و هدیه را از دست نده.


هیچ وقت مغرور نشو ، برگها زمانی میریزند که فکر می کنند طلا شده اند.


کدوم یکی قشنگتر بود؟

 


 

نوشته شده توسط Z در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 1:28 موضوع متفرقه | لینک ثابت


يا قائم آل محمد

شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج)

نام: محمّد.

پدر: امام حسن عسكرى(ع).

مادر: نرجس.

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.

2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.

3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) .

چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت.

مدت زمامدارى: روايات كه ـ اكثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد. 
 

اللّهُمَّ عَجّل لِوَليِكَ الفَرَج

 


 

نوشته شده توسط Z در پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت 23:51 موضوع متفرقه | لینک ثابت


السلام عليك يا ابا صالح المهدي

 

چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي

چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن ، تبر به دوش بت شكن

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم، نه

ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي

 

اللّهُم عَجّل لِوَليكَ الفَرَج         

 


 

نوشته شده توسط Z در جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت 19:42 موضوع متفرقه | لینک ثابت


مثبت انديشي

'GODISNOWHERE'

 

This can be read as: 'GOD IS NOW HERE' or as:

 

 'GOD IS NO WHERE'.Everything in life depends on

 

 how you look at them! Always think POSITIVE!

 

جمله با رنگ ابي ميتونه دو جور خونده بشه :

1- خدا الآن اينجاست.

2- خدا هيچ جا نيست.

هر چيزي در زندگي بستگي به اين داره كه چطوري نگاهش كنيد.

هميشه مثبت بيانديشيد.


 سالروز ولادت امام حسن عسگري(ع) رو به اقا امام زمان(عج) و همه شيعيان تبريك عرض ميكنم.

اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم.


دوستان عزيز توجه كنيد:

لينك بعضي از دوستان رو تو پيوندهاي روزانه گذاشته بودم ( مثل اينكه تعداد اين پيوندها محدوده) براي همين لينك بعضي از دوستان از بين رفته مثل وبلاگهاي حيات خلوت، دوستي ها ، ۱۴ نور و بقيه كه يادم نمياد. ازتون خواهشمندم اگه اومديد و ديديد لينكتون تو پيوندها نيست، ادرس وبتون رو برام بنويسيد تا دوباره لينكتون كنم.

ممنون ميشم.


 

نوشته شده توسط Z در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 ساعت 22:57 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت


دومين داستان از نوار وصال يار

 

يكي از علماي بزرگ نجف ميگه شبي در عالم رويا ديدم وارد حرم مطهر اقا امام حسين(ع) شدم. جواني مقابل ضريح مطهر نشسته بود. سخن مي گفت گاهي هم گوش ميكرد. از خواب بيدار شدم مشرف شدم به حرم. در عالم بيداري هم همان جوان رو ديدم نشسته سخن ميگه گاهي هم به دقت گوش ميكنه. گويي كسي با او حرف ميزنه. رفتم بهش گفتم جوان تو با كي سخن ميگي؟ گفت با اقا امام حسين.گفتم موقعي كه سكوت ميكني كي با تو حرف ميزنه؟گفت اقا امام حسين.گفتم چه كردي كه امام با تو سخن ميگه؟ گفت: كاري نكردم. من هر شب جمعه ميام حرم. يه شب جمعه مادرم رو ميارم و يه شب جمعه پدرم رو. من خودم پياده اين راه رو طي ميكنم.يه مركب ناتواني داريم يه هفته پدرمو با اون ميارم يه هفته مادرم رو.يه شب جمعه اي كه نوبت پدرم بود مادرم گفت:پسرم امشب منو ميبري كربلا؟ گفتم:مادرجون اين هفته نوبت پدره.گفت: ميدونم ولي من دلم تنگ شده طاقت ندارم تا شب جمعه ديگه صبر كنم منو ببر. گفتم مادرجون شما كه مي بيني من پياده ميرم. مركبمون هم كه توان حمل دو نفر رو نداره.مادرم گفت: حالا يه كاريش بكن.ميگه تا مادرم گفت حالا يه كاريش بكن، با خودم گفتم: جوون مادرت بهت ميگه منو ببر تو ميگي من پياده ميام و ... . به مادرم گفتم باشه اماده شو بريم خودم ميشم مركبت. مادرمو رو مركب نشوندم و پدرم رو به دوش گرفتم و تا كربلا اين راه رو پياده طي كردم. خسته شده بودم و خيس عرق زير سنگيني وجود پدرم. همچنان كه چشمم از دور به گنبد نوراني اقا افتاد عرض كردم: السلام عليك يا ابا عبدالله. ميگه: اقا شما نميدونين چي شد.گويي تمام عالم صدا شد و يه اقاي مهربوني جوابمو دادن.مرتب ميگفت: و عليك السلام و رحمة الله. و عليك السلام و رحمة الله و بركاته. ميگه اين صدا همچنان بود تا اومدم تو حرم. از اون شب جمعه هر وقت كه ميام خدمت اقا مي نشينم. اون با من سخن ميگه من سخن ميگم و مشرف به محضر مقدس و نوراني ايشون ميشم.

نتيجه:                                                                                                      

رضامندي ربّ عالمينت                       شود حاصل به مهر والدينت

 


 

نوشته شده توسط Z در شنبه 18 فروردین1386 ساعت 0:59 موضوع متفرقه | لینک ثابت


يا ابا صالح المهدي ادركني

سلام دوستان. داستاني رو كه ميخوام براتون بنويسم از نوار وصال يار از استاد نيكنام هست. اين نوار شامل مجموعه داستانهايي از تشرف يافتگان به حضور مبارك امام زمان(عج) هست.داستانها از زبان استاد نيكنام هست.حوصله كنيد داستان رو بخونيد واقعاً تكان دهنده است.

 

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

كتاب كيمياي محبت در احوالات عارف بزرگ اقا شيخ رجبعلي خياطه. نقل شده كه كسي امد خدمت ايشان و گفت خيلي دوست دارم امام زمان (عج) رو ببينم. ميشه يه ذكري، وردي، ايه اي به من ياد بديد تا با خوندن اون امام زمان رو ببينم؟ رجبعلي خياط به او گفتند: بله من يه ايه به تو معرفي ميكنم اگه اين ايه رو چهل شب با توجه كامل بخوني ديدگانت به به جمال دل اراي ايشان روشن ميشه. اون مرد خيلي خوشحال شد و گفت ايه كجاست؟ گفت: ايه 80 سوره مباركه اسراء :وَ قُلْ رَبّ اَدْخِلْني مُدْخَل صِدْقٍ وَ اَخْرِجْني مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً : و ( اي رسول ما!) دائم دعا كن كه : بارالها! مرا ( هميشه به هر جا روم به مكه يا مدينه يا عالم قبر و محشر) به قدم صدق داخل و قدم صدق خارج گردان و به من از جانب خود بصيرت و حجت روشني كه دائم يار و مددكار باشد، عطا فرما.

مرد ايه را به خاطر سپرد و رفت. روز چهل و يكم برگشت گفت حاج اقا گفتي ايه رو بخون خوندم ولي نديدم.رجبعلي خياط به او گفت: چرا اگه خوندي حتما ديدي. او گفت نه اگه مي ديدم اين مژده رو با خوشحالي فرياد ميزدم. رجبعلي گفت: چرا ديدي حالا من بهت ميگم كجا ديدي. يادته تو يه مسجدي نشسته بودي يه اقاي مهربون و صميمي اومد كنارت نشست. گفت: افرين مي بينم انگشتر عقيق به دست كردي ثواب داره. ولي چرا به دست چپت كردي؟ دست چپ كراهت داره. استحباب انگشتر عقيق براي دست راسته. اونو از دست چپت در بيار و به دس راستت بكن. يادته تو به اون اقا چي گفتي؟ گفتي: اِي اقا چقدر شما سخت مي گيريد. مگه حالا چي شده اسمون به زمين اومده، زمين به اسمون رفته. خوبه خودتون ميگين دست چپ مكروهه. مگه شما نشنيدين كه ميگن: كُلُْ مَكْروهٍ جايز. هر مكروهه رو ميشخه مرتكب شد. حرام كه نيست. يادته موقعي كه اينها رو گفتي اون اقا چي گفت؟ بلند شدن و گفتن: خب من رفتم. في امان الله. مي دوني اون اقا كي بودن؟ وجود نازنين اقا امام زمان(عج). از يه جاي كوچيك شروع كردن. خواستن ببينن يه قدم حاضري دنبالشون بري. حاضري اطاعت اوامر امام زمانت رو بكني؟ انگشتر رو از دست چپ در بياري و به دست راستت بكني؟ و تو حاضر نشدي اين كارو بكني. خب تو نمي خواي در مسير امام زمانت حركت بكني. ببين اگه سخن اول اقا رو گوش ميكردي ايشون سخن دوم خودشون رو برات مي گفتن. بعد خودشونو به شما معرفي مي كردن. با اقا رفت و امد پيدا مي كردي. از اين داستان زيبا اين نتيجه رو مي گيريم كه اگه ما بخوايم يار امام زمان و ائمه معصومين(ع) باشيم بايد عملاً در راه رضايت انها كه همان رضايت خداست حركت كنيم.

گرد غم بنشسته بر ايينه ام               خانه ي غم گشته گويا سينه ام

روز و شب با ديدگاني اشكبار              چشم بر راه گل ادينه ام

                              اللهم عجل لوليك الفرج.    

                    


 

نوشته شده توسط Z در جمعه 3 فروردین1386 ساعت 19:3 موضوع متفرقه | لینک ثابت


حديث

 

 از خدا چنان بترس که اگر با حسنات همه اهل زمین نزد او روی  مطمئن به

 قبول ان ها نباشی و به او چنان امیدوار باش که اگر با گناه همه اهل زمین به

حضورش رسی امید بخشش داشته باشی.                                                         حضرت علي (ع)


 

نوشته شده توسط Z در چهارشنبه 9 اسفند1385 ساعت 17:36 موضوع متفرقه | لینک ثابت


مناجات

 

God grant me the

 

خدايا به من عطا كن

 

Serenity to accept the

Things I can not change

 

تحملي كه بپذيرم چيزهايي را

 كه نمي توانم تغيير دهم

 

Courage to change the

Things I can

 

شهامتي كه تغيير دهم

چيزهايي را كه مي توانم

 

And

و

 

Wisdom to know the

 difference.

 

خردي كه تفاوت اين دو را

 بشناسم.

 

 


 

نوشته شده توسط Z در دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت 14:1 موضوع متفرقه | لینک ثابت


دعای عرفه امام حسین

خوشم اومد گفتم حيفه ننويسم .

چگونه از چيزي كه در وجودش به تو نيازمند است به تو استدلال مي توان كرد؟

آيا براي غير تو ظهوري هست كه براي تو نيست تا آشكار كننده تو باشد؟

تو كي غايب بوده اي تا دليل و راهنما نياز داشته باشي و بر تو دلالت كند و كي دور بوده اي تا آثار و نشانه ها ما را به تو برسانند؟

كور باد ديده اي كه تو را با آن نشانه ها حاضر نبيند و قرين زيان باد معامله بنده اي كه براي او بهره اي از دوستي ات قرار نداده اي.


 

نوشته شده توسط Z در شنبه 23 دی1385 ساعت 23:49 موضوع متفرقه | لینک ثابت


خواننده گرامي سلام:

التماس دعا ميگم به همه كساني كه فردا دعاي عرفه رو ميخونن.التماس دعاي مخصوص.

پيشاپيش فرا رسيدن عيد قربان رو هم تبريك ميگم.


روزگار غريبي بود.جنگلي بود كه درخت نداشت.شكارچي بود كه تفنگ نداشت.

تفنگش فشنگ نداشت.با تفنگي كه فشنگ نداشت ميزنه به اهويي كه سر نداشت.

ميندازش تو كيسه اي كه ته نداشت.اگر چه اين شعر سر و ته نداشت،ولي ارزش

سر كار گذاشتن رو داشت!!!


 

نوشته شده توسط Z در جمعه 8 دی1385 ساعت 21:0 موضوع مناسبت ها | لینک ثابت


نظرتون چيه؟

سلام دوستان. امیدوارم یلدای خوبی رو پشت سر گذاشته باشید..

مي خوام بدونم شما به كدوم يكي معتقديد؟ كدوم يكي بهتره؟

خواهي نشوي رسوا ، همرنگ جماعت باش.

                            يا

خواهي نشوي همرنگ ، رسواي جماعت باش!


 

نوشته شده توسط Z در جمعه 1 دی1385 ساعت 14:18 موضوع متفرقه | لینک ثابت


زكات علم ، نشر ان است.

سلام دوستان

يه سوال دارم . اگه منو راهنمايي كنيد ممنون ميشم.

واژه Xp مخفف چيست و علت نامگذاري ان چيست؟


 

نوشته شده توسط Z در سه شنبه 21 آذر1385 ساعت 11:22 موضوع متفرقه | لینک ثابت


حكايت

حکايت آن درخت

 

در ميان بني اسرائيل عابدي بود. وي را گفتند:« فلان جا درختي است و قومي آن را مي پرستند» عابد خشمگين شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابليس به صورت پيري ظاهر الصلاح، بر مسير او مجسم شد، و گفت:« اي عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بريدن درخت اولويت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگير شدند.

 

عابد بر ابليس غالب آمد و وي را بر زمين کوفت و بر سينه اش نشست. ابليس در اين ميان گفت:«دست بدار تا سخني بگويم، تو که پيامبر نيستي و خدا بر اين کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دينار زير بالش تو نهم؛ با يکي معاش کن و ديگري را انفاق نما و اين بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست مي گويد، يکي از آن به صدقه دهم و آن ديگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

 

بامداد ديگر روز، دو دينار ديد و بر گرفت. روز دوم دو دينار ديد و برگرفت. روز سوم هيچ نبود. خشمگين شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابليس پيش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتواني کند» در جنگ آمدند. ابليس عابد را بيفکند چون گنجشکي در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پيروز آمدم و اينک، در چنگ تو حقير شدم؟»

 

ابليس گفت:« آن وقت تو براي خدا خشمگين بودي و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار براي خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولي اين بار براي دنيا و دينار خشمگين شدي، پس مغلوب من گشتي»

 

منبع:کيمياي سعادت، ص 757

بر گرفته از وبلاگ: www.basiran.blogfa.com


 

نوشته شده توسط Z در یکشنبه 5 آذر1385 ساعت 12:3 موضوع متفرقه | لینک ثابت


برکت

با سلام به دوستان اینم آلبوم برکت از محمد اصفهانی آماده دانلود با کیفیت ۱۲۸

ماه نو

ستاره غریب

هوای تو

طلب

درد گنگ

با تو

پرنده

بر آتش

مرو ای دوست

شب تار

مناجات


 

نوشته شده توسط Z در جمعه 3 آذر1385 ساعت 23:52 موضوع متفرقه | لینک ثابت


کتاب و کتابخوانی

تا چه حد با کتاب و کتابخوانی مانوس هستید؟

من اسم این وبلاگو گذاشتم" کتاب" تا به معرفی کتب سودمند بپردازم.

هر چند به چیزهای دیگه هم پرداختم (شعر و داستان و ...) ولی هدف اصلی از

ایجاد این وبلاگ معرفی کتابه. شما هم اگه کتاب جالب و مفیدی سراغ دارید به

من معرفی کنید لطفا.


 

نوشته شده توسط Z در چهارشنبه 1 آذر1385 ساعت 15:23 موضوع متفرقه | لینک ثابت




RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM
 
طراح این قالب